تبليغاتX
دبستان هفت خانگی

دبستان هفت خانگی

عملکرد آموزشگاه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

1

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

 

 روز معلم

 تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش  درآمد.

 انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس ?معلم? ثبت کرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.

 دغدغه معلم هميشه اين است که حيات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد.

در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمته الله) از همين طايفه مقدس است که در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامي ـ که خود معلمي بزرگ است ـ همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي کند ...

 

 مفهوم علم

ـ امروزه در زبان پارسي و عربي كلمه ?علم? به دو معناي متفاوت بكار برده مي شود.

1- معناي اصلي و نخستين علم، دانستن در برابر ندانستن است. قرآن كريم به اين معنا اشاره دارد كه  ? هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون? ?آيا يكسانند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند.? (زمر/ 9)از اين منظر به همه دانستنيها صرف نظر از نوع آنها علم گفته مي شود مطابق اين معنا، اخلاق، رياضات، فقه، ‌دستور زبان، مذهب، زيست شناسي و نجوم همه علم اند... كلمه   Knowledge در

 انگليسي وConnaissance   در فرانسه معادل اين معنا علم اند.

  2-كلمه علم در معناي دوم منحصراً به دانستني هايي اطلاق مي شود كه بر تجربه مستقيم حسي مبتني باشند... علم در اين جا در برابر همه دانستنيهايي قرار مي گيرد كه آزمون پذير نيستند. اخلاق (دانش خوبي ها و بديها) متافيزيك (دانش احكام و عوارض مطلق هستي) عرفان (تجارب دروني و شخصي) منطق (ابزار هدايت فكر) فقه، اصول، بلاغت، و ... همه بيرون از علم به معناي دوم آن قرارميگيرندوهمه به اين معنا غير علمي اند كلمه SCIENCE در انگليسي و فرانسه معادل اين معنا علم اند.

 ديده مي شود كه علم در اين معنا بخشي ازعلم به معناي اول را تشكيل  مي دهد و به سخن ديگر علم تجربي نوعي از انواع دانستنيهاي بسياري است كه در اختيار بشر مي تواند قرار گيرد. رشد علم به معناي دوم عمدتا از آغاز دوره رنسانس به بعد است در حاليكه علم به معناي مطلق آگاهي (معناي اول) تولدش با تولد بشريت هم آغاز است. آيه قرآني ?خلق الانسان علمه البيان? (خداوند رحمن انسان را آفريد و بيان را به وي تعليم داد/ رحمن/4و3) بهترين مويد اين معناست.
 

  معنای عالم  باتوجه به دو تعريف از علم

 ـ در نگاه اول به علم كه نگاه تركيبي به معرفت است خداوند معلم اول و پيامبر معلم ثاني است چرا كه پس از تعليم آدم توسط خداوند دستور ?قال يا آدم اننبئهم باسمائهم? (اي آدم ملائكه را به اين اسماء آگاه ساز/ بقره 33) آدم عليه السلام داده شده اين بدان جهت است كه اساساً هدف آفرينش انسان با علم و معرفت پيوند ناگستني دارد در بيان رسا و جامع سيد شهيدان امام حسين (ع) اين معنا به خوبي  روشن  است  كه:

?ما خلق العباد الا ليعرفوه،‌ فاذا عرفوه عبدوه? (بندگان را نيافريد مگر براي آن كه او را بشناسند پس چون او را شناختن عبادتش خواهند كرد. ـ در اين معنا هدف از ارسال معلم ثاني ارائه معرفتي است كه انسان بواسطه آن به عبادت  مي رسد ?هو الذي بعث في الاميين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب  و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين? (اوست خدايي كه پيامبر بزرگوار از ميان شان  برانگيخت تا بر آنان آيات وحي را تلاوت كند و آنان را پاك سازد و شريعت كتاب و حكمت الهي را بياموزد كه پيش از اين همه در ورطة جهالت و گمراهي بودند(جمعه/2) در اين آيه همه علوم از جمله بيان، اخلاق،‌ تعليم كتاب و حكمت، براي رهايي از گمراهي  و يافتن راه هدايت (عبادت) توسط

 پيامبر(ص) معرفي شده است. ـ در نگاه دوم كه نگاه تفكيكي به شاخه اي معرفت است. معلم اول ارسطو است  چرا  كه ?وي نخستين واضع علم منطق بود ... و راه دليل و برهان منطقي را باز نمود  و معلم ثاني نيز ابونصر فارابي است  بخاطر آنكه او اول بار كتب  حكمت يوناني را  كه  ارسطو و غيره  تحرير كرده اند از يوناني به عربي ترجمه كرد و تعليم داد....
 

 ارزش و مقام معلم

 شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شان خداوند و پيامبران را در  وجود خود محقق سازد  و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري  يكي از آن معلمان راستين است كه اولاً با نگاه  تركيبي  به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا  تمامی  تلاشهاي علمي و عملي را  مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد  و  با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه (11  ارديبهشت ) را روز معلم ناميدند.

 

 هنر معلمي:

 معلمي شغل و حرفه نيست، بلکه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالي است. در نخستين آيات قرآن که بر قلب مبارک پيغمبر اکرم (ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:

 اقرا باسم ربک الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم. (علق: 1ـ 5) بخوان به نام پروردگارت که جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کريمترين است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمي دانست.

 در اين آيات خداوند، خود را ?معلم? مي خواند و جالب اين که معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهکار خلقت، يعني انسان آورده است.  مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را که هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش

 داد که اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حکايت دارد:

چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد              هزاران نقش بر لوح عدم زد

 از اين رو، مي توان گفت که هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.

 شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:

 خداوند از آن جهت به وصف (اکرميت) و نامحدود بودن کرامتش، توصيف شد که علم و دانش را به  بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت،  شايسته بود همان مزيت با وصف (اکرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به  عنوان معيار کرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. کرامت الهي در اين آيات با تعبير ?الاکرام? بيان شده است. چنين تعبيري مي فهماند که عالي ترين نوع کرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه  او، يعني علم و دانش هم طراز است.

  به همين جهت امام خميني (ره) مي فرمود:

 معلم اول خداي تبارک و تعالي است ..... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي کند به نورانيت؛ دعوت مي کند به محبت؛ دعوت مي کند به مراتب کمالي که از براي انسان است.

 

معلّمي برتر از شهادت

 حضرت امام جعفر صادق (ع) مي فرمايند:? هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ?. اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان  و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.

 

توصيه امام سجاد (ع) به دانش آموزان

 امام سجاد (ع) در زمينة حفظ حقوق معلم مي فرمايد: ? حق معلم بر تو آن است که همواره، با ديدة  تعظيم و تکريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نکني ?.

 

لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد

 مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: ? معلم بايد دربارة شاگردان، خواهان اموري باشد که نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي کند. و از هرگونه شر و بدي که براي خويش    نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد؛ زيرا اين گونه دلسوزي و برابر انديشي نسبت به شاگردان، حاکي از کمالِ ايمانِ معلم و حُسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد? .

 

حقوق معلم در آينة فرمايشات حضرت سجاد (ع)

 حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند        و مي فرمايد:? حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي        مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ?.

 

 داستاني زيبا از رابطه شاگرد و معلم:

 بهترين نوع اين رابطه که سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي (ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر (ع) در مقام معلم ـ نمود دارد. موسي (ع) مأمور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر (ع) کسب علم کند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي کند:

 قال له موسي هل اتبعک علي ان تعلمن مما علمت رشداً * قال انک لن تستطيع معي صبراً * و کيف تصبرعلي ما لم تحط به خبراً * قال ستجدني ان شاء الله صابراً و لا اعصي لک امراً * قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن   شي ءٍ حتي احدث لک منه ذکراً. (کهف: 66 ـ 70) موسي به او گفت: ?آيا از تو پيروي کنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده که مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت : ?تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر کني و چگونه در مورد چيزهايي که از آن شناخت نداري، شکيبايي مي کني؟? گفت: ?اگر خدا بخواهد، مرا شکيبا خواهي يافت و در هيچ کاري

 نافرماني تو نمي کنم?. گفت: اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.?

  

 معلمي در کلام امام خميني (ره):

 نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم. 

 معلم در سخنان مقام معظم رهبري:

 دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند. اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: ?من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛   هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.? اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر

 خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است. 

 

 معلم در کلام استاد مطهري:

 معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او   را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم  

 مشتعل  شود.

  مقام معلم

 

مي توان در سايه آموختن                           گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم                           پس، سويداي سواد  آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم                            از معلم جان روشن   يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو                       چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما                         اي به طوفان جهالت نوح  ما

يک پدر بخشنده آب و گل است                      يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين                     آنکه دين آموزد و علم  يقين

استاد حسين شهريار

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

خودتان را تحت فشار بگذارید




نخستین شرط لازم برای موفقیت این است که نیروهای جسمی و ذهنی خود را به طور پیوسته و خستگی ناپذیر روی یک مسئله متمرکز کنید. توماس ادیسون



دنیا پر از آدم هایی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به انسانی تبدیل شوند که آرزویش را دارند. مشکل این است که هیچکس قرار نیست به نجات آنها بیاید.این آدمها منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما در خیابانی که هیچ خط اتوبوسی از آن نمی گذرد. در نتیجه اگر این افراد مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرند و خودشان را تحت فشار قرار ندهند. ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاری است که اکثر مردم می کنند.فقط حدود 2 درصد از مردم می توانند به طور تمام و کمال بدون نظارت کار کنند به این جور افراد رهبر می گوییم وشما هم قصد دارید یک رهبر باشید.

کاری که باید بکنید این است که در خود این عادت را ایجاد کنید که خودتان را تحت فشار بگذارید و منتظر نمانید تا کس دیگری بیاید و این کار را برای شما بکند باید خودتان قورباغه هایتان را انتخاب کنید و سپس آنها را به ترتیب اهمیت بخورید.
استانداردهایی که برای کار و رفتار خود تعیین می کنید باید از آنچه دیگران می توانند برای شما تعیین کنند بالاتر باشد.این را برای خود به صورت یک بازی درآورید که کمی زودتر کار را شروع کنید کمی بیشتر کار کنید و کمی دیرتر کار را تعطیل کنید همیشه دنبال راه هایی باشید که بتوانید به اصطلاح مسافت بیشتری را طی کنید و بیش از آنچه به خاطر آن پول می گیرید کار کنید.

ناتانیل براندون روان شناس معروف عزت نفس را که هسته شخصیت است اینطور تعریف می کند:
اعتبار و احترامی را که نزد خودتان دارید بالا می برید یا پایین می آورید جنبه خوب قضیه این است که هر وقت خودتان را وادار کنید که حداکثر تلاشتان را بکنبد یا بیش از یک فرد عادی پشتکار داشته باشید احساس فوق العاده ای نسبت به خودتان پیدا می کنید.
هر روز تصور کنید که یک پیام اضطراری دریافت کرده اید و باید همین فردا به مدت یک ماه شهر را ترک کنید چه کاری است که اگر قرار باشد به مدت یک ماه شهر را ترک کنید حتماً می خواهید که از انجام قبل از رفتن اطمینان حاصل کنید؟ این کار هر چه که هست همین الان برای انجام آن دست به کار شوید.
تصور کنید که همین الان به شما خبر بدهند که یک مسافرت مجانی که همه هزینه های آن قبلاً پرداخت شده است به عنوان جایزه به شما تعلق گرفته است اما باید همین فردا برای تعطیلات مورد نظر عازم شوید وگرنه این جایزه به کس دیگری داده خواهد شد. چه کاری است که تصمیم دارید قبل از رفتن به اتمام برسانید تا بتوانید از این تعطیلات لذت ببرید؟ این کار هر چه که هست بلافاصله برای انجام آن دست به کار شوید.
افراد موفق همواره برای بالا بردن کارایی شان خود را تحت فشار قرار می دهند افراد ناموفق باید نظارت و رهبری شوند و توسط دیگران تحت فشار قرار گیرند.

یکی از بهترین راه ها برای غلبه بر تنبلی، کار کردن به نحوی است که گویی فقط یک روز فرصت دارید تا مهم ترین کارهای خود را قبل از اینکه شهر را به مدت یک ماه ترک کنید یا به مسافرت بروید به انجام برسانید. با تحت فشار قراردادن خود کارهای بیشتر و بهتری را در مدت زمانی کمتر از قبل پایان خواهید رساند، به یک شخص کارآمد و موفق تبدیل می شوید، نسبت به خودتان احساس فوق العاده پیدا می کنید و کم کم عادت تسریع در انجام امور را در خود ایجاد می کنید، عادتی که از آن پس در تمام روزهای زندگی به شما خدمت خواهد کرد.


نتیجه گیری

برای انجام هر یک از کارهای خود و همچنین برای انجام هر یک از قسمت های آن مهلت تعیین کنید. برای خودتان یک سیستم فشار طراحی کنید. بار خود را کم کم زیاد کنید و اجازه ندهید که از میدان به در شوید وقتی که برای خود مهلتی تعیین کردید به آن پایبند باشید و حتی سعی کنید کار را زودتر از مهلت مقرر انجام دهید.
در مورد کارها یا پروژه های بزرگ، قبل از شروع همه مراحل آن را لیست کنید، آنگاه تعیین کنید که برای انجام هر قسمت از کار چند دقیقه و ساعت وقت لازم دارید سپس برنامه زمان بندی شده روزانه و هفتگی خود را تنظیم مجدد کنید تا بتوانید برای زمانی که منحصراً روی این پروژه کار می کنید وقت خالی ایجاد کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

نگاه کن دیده گانت را بگشاو ببین
در کدامین جا ی دنیامی توان چنین نقاش ماهری را یافت
که غروب خورشید رابه این زیبایی قلم زند
در کجای دنیامیتوان باغبانی بهاین زبردستی رایافت
که جنگل هاو گلهارا به این زیبایی پرورش دهد
در کجای این زمین خاکی میتوان شاعری به این هنرمندی را یافت
که ترانه های باران را به این زیبایی بسراید
در کجای این زمین سبز می توان موسیقیدانی به این هنرمندی را یافت
که موسیقی باد را با آهنگ شاخ وبرگ درختان بسازد
در کجای این کهکشان میتوان معماری به این زبردستی را یافت
که این کره خاکی را به این نظم و زیبایی معماری کند
او کیست که از همهبرتری دارد
او کیست که تمام در ختان او را تعظیم می کنند
او کیست که تمام مرغان عالم در تسبیح اویند
او کیست که تمام ابرهای آسمان بهفرماناو درحرکتند
نمی دانم هر چه فکر میکنم جز یک نفر کسی را پیدا نمیکنم که تمام این کارها را بانیم نگاهی انجامدهد
آری فکر کنم که شما هم فهمید ید او کیست
او خداست خدایی که همه عاشقان عالم سعی می کنند به این معشوقه ی خود نزدیک شوند وذکر او گویند.
او خدای محمداست
اوخدای تمام عاشقان این دنیاست
اوست که می افریند و می میراند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

خدا..........

بچه بودم فکر میکردم خدا هم شکل ماست / مثل من و تو ,ما,همه,او نیز موجودی دوپاست
 
در خیال کوچک خود فکر میکردم خدا / پیرمردی مهربان است و به دستش یک عصاست
 
یک کت و شلوار می پوشد به رنگ قهوه ای / حال و روز جیب هایش هم ,همیشه رو به راست
 
مثل آقا جان به چشمش عینکی دارد بزرگ / با کلاه و ساعتی کهنه که زنجیرش طلاست
 
فکر می کردم که پیپش را مرتب می کشد / سرفه های او دلیل رعد و برق ابرهاست
 
گاه گاهی نسخه می پیچد,طبابت می کند / مادرم می گفت او هر دردمندی را دواست
 
فکر می کردم که شب ها روی یک تخت بزرگ / مثل ادم ها و من,در خواب های خوش رهاست
 
چند سالی که گذشت از عمر من فهمیده ام / او حسابش از تمام عالم و آدم جداست
 
مهربان تر از پدر,مادر,شما,آقا بزرگ / او شبیه هیچ فردی نیست,نه,چون او خداست .
+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

الگوي نردبان موفقيت


 

ايجاد تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هركسي است. اما به سلامت طي كردن پله هاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است:

(الف) روي هر پله نبايد بيش از حد معمول مكث كرد؛
(ب) پس از پيمودن پله اول، نوبت به پله دوم مي رسد؛
(ج) از نردباني كه پايه اش شكسته است نبايد استفاده كرد؛
(د) بايد ابتدا جاي پا را محكم كرد و سپس قدم بعدي را برداشت؛
(ها) پس از استفاده از نردبان نبايد آن راسرنگونش كرد.
و امــا نردبان موفقيت شش پله دارد (شكل 1) كه گذراندن هريك از آنها اگر به درستي و با كيفيت مطلوب صورت گرفته باشد و شرايط پيش گفته رعايت شده باشد به تدريج شما را به پيروزي و كاميابي نزديك تر مي كند:



پله اول - خودشناسي و خودباوري: در اينجا شما بايد به نداهاي دروني كه از اعماق وجودتان برمي خيزد توجه كنيد و آرزوهاي قلبي تان را دريابيد. سعي كنيد از طريق تفكر و تجزيه و تحليل خود، تواناييها و استعدادهايتان را كشف كنيد.

وقتي كه وارد جزيره ناشناخته وجود خويش مي شويد چيزهاي شگفت انگيزي را مشاهده خواهيد كرد. سپس خود را باور كنيد و به خود، تواناييها و قدرتمندي تان ايمان بياوريد. بگوييد: مي توانم لذت و احساس خوشايندي كه در هنگام گفتن مي توانم در شما پديد مي آيد با هيچ چيزي قابل مقايسه نيست. اگر شما اطميناني مطلق كه ناشي از ايمان قوي است در خود به وجود آوريد در آن صورت واقعاً به انجام هر كاري قادر خواهيد بود ولو اينكه ديگران به غيرممكن بودن آن ايمان داشته باشند پس به خودتان تكيه كنيد و همه چيز را از خودتان بخواهيد، تنها شما هستيد كه سرنوشت خود را معين مي كنيد. متاسفانه اكثر مردم اشتباهات و اهمال كاريهاي خود را در زندگي به گردن تقدير مي اندازند.

پله دوم - هدفگذاري : وجود هدف براي تعيين جهت حركت ما در مسير زندگي ضروري است. وقتي هدفي روشن و چالش برانگيز در پيش داشته باشيم كه كمترين ترديدي درباره آن به خود راه ندهيم احساسي عالي به مـا دست مي دهد.

پس براساس استعدادها، قابليتهــا و خواسته هاي واقعي خود اهداف بلندمدتي را برگزينيد.

بهتـــر است اهداف چندجانبه اي را در زمينه هاي علمي و تحصيلي، جسماني و سلامتي، مذهبي، معنوي، شغلي و مالي و... انتخاب كنيد. از اين طريق تمام ابعاد وجودي خويش را گسترش مي دهيد. اين اهداف را به طور واضح و دقيق مشخص كرده و حتماً برروي كاغذ بنويسيد. زمان لازم براي رسيدن به آنها را تعيين كنيد و نيز توجه داشته باشيد كه اهداف بايد در باورتان بگنجد و شوروشوقي را در شما براي رسيدن به آنها ايجاد كند.

اهداف خود را هميشه همراه خود داشته باشيد و هر روز آنها را مرور كنيد و از خود بپرسيد:

امروز چه كاري (هرچند كوچك) در راستاي اهداف خود انجام داده ام؟ و هر از گاهي به بررسي آنها بپردازيد شايد متوجه شويد كه اهدافتان خيلي كم بينانه و يا خيلي بلندپروازانه و غيرواقعي است در اين صورت به تعديل آنها پرداخته و حالت متعادلي را به وجود آوريد.

پله سوم - برنامه ريزي : برنامه عبارت است از: تعيين اهداف جزئي و كوتاه مدتي - كه در راستاي اهداف بلندمدت قراردارند - و راه رسيدن به آنها.

و برنامه ريزي تلاشي ذهني است كه قبل از تلاش فيزيكي يا اقدام به انجام كار صورت گرفته و راه تحقق اين اهداف تفكيك شده را معين مي كند.
براي طراحي برنامه اي كارآ و اثربخش بايد از تمام واقعيتهاي مربوط موجود اطلاع حاصل كرده و با ديدي همه سونگركه فرصتها و محدوديتهاي محيطي (بيروني) و قوتها و ضعفهاي فردي (دروني) را مدنظر قرار مي دهد برنامه اي مناسب و انعطاف پذير در جهت نيل به اهداف تدوين كرد.
در يك برنامه خوب فعاليتي كه بايد انجام شود، روش انجام، زمان و مكان، منابع لازم و... قيد مي شود.
پله چهارم - عمل و تلاش آگاهانه: همه انسانهاي مــوفق اهل عمل و تلاش اند. كساني كــــه همواره در مورد اهدافشان سخن سرايي مي كنند و هرگز دست به عمل نمي زنند موفقيتي نخواهند داشت. موفقيت هيچ ارتباطي به شانس ندارد. هرچه بيشتر تلاش كنيم و از خود فعاليت و حركت نشان دهيم به همان اندازه به مــــوفقيت نزديكتر مي شويم.

از آنجا كه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد. هرچه شديدتر و بهتر كار كنيد بيشتر زندگي مي كنيد، چرا كه به عرض زندگيتان مي افزاييد و در نتيجه شاداب تر، سرزنده تر و راضي تر خواهيد بود. لذا شما بايد حركت كنيد. حركت باعث رشد و باروري اعتماد به نفس مي شود. مستقيماً وارد عمل شويد و دست به اقدام بزنيد زيرا كه اقدام ترس را از بين مي برد.

بگوييد: بايد همين الان شروع كنم و شروع كنيد صبر نكنيد تا اوضاع مساعد شود، زيرا هيچ وقت نمي شود. انتظار براي فراهم آمدن شرايط مطلوب انتظاري است كه تا ابد به درازا مي كشد.

در عين حال، بايد توجه داشته باشيد كه تلاشهايتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد و كارها را از روي فكر و ذكاوت انجام دهيد. هميشه به دنبال بهترين راه ممكن باشيد. هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد.

پله پنجم - پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري:
الف - پشتكـــار : وقتي كـــه وارد صحنه مي شويد و دست به عمل مي زنيد قسمت عمده اي از كار را به انجام رسانيده ايد اما براي تحقق هدف و كسب نتيجه بايد حتماً پشتكار به خرج دهيد و پيگير باشيد. پيگيري كارها مغز را فعال و اميد به موفقيـت را در شـخص بارور مي سازد.

اگر در كارها جديت نداشته بــــــاشيم بي استعدادترين افراد مصمم و بااراده نيز از ما پيشي خواهند گرفت چرا كه فقدان استعداد، با مقاومت، سختكوشي ، نظم ، دقت و صبر وشكيبايي قابل جبران است.

پس عزمي آهنين و راسخ پيشه كنيد. هرگز از تلاش و كوشش خسته نشويد، آخرين كليد باقيمانده شايد بازگشاينده قفل در باشد.

ب - صبر : صبر داشته باشيد، نگذاريد مشكلات و موانع شما را نااميد كند. از مشكلات درس بگيريد و از هر خطايــي تجربه اي كسب كنيد.
ج - انعطاف پذيري: در زمينه راههاي رسيدن به هدف تعصب نشان ندهيد و به يك راه معين نچسبيد. به دنبال هدف نهايي باشيد اما در عقايد خود خشك نباشيد و قابليت انعطاف داشته باشيد. با دوباره سنجي برنامه هايتان دست به ابتكارات و ابــداعات جديد بزنيد و راه حلهاي آسانتر و عملي تر را جستجو كنيد. وقتي كه صبر و استقامت و انعطاف پذيري از خود نشان داديد كاميابي شما را در برمي گيرد و طعم پيروزي را مي چشيد.

پله ششم . نتيجه گيري: درصورتي كه پله هاي قبلي به خوبي پشت سر گذاشته شود نتيجه دلخواه خود بخود به دست مي آيد حتي اگر نتيجه موجود دلخواه و مطلوب شما نباشد جاي هيچگونه ناراحتي و تاسف نيست. اصولاً هر وضعيتي مانند سكه يك روي خوب و يك روي بد دارد، آن روي خــوب را پيدا كنيد و جنبه هاي مثبت را ببينيد. شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي.

از خود دو سوال بپرسيد: 1 - اشكال كار كجا بود؟ 2 - راههاي جديد كدامند؟ و مجدداً و خلاقانه تر اقدام كنيد.
منابع
1 - كيهان نيا، اصغر راز موفقيت در بازار كار انتشارات پارسيان، 1374.
2 - رضاييان، علي اصول مديريت انتشارات سمت. 1374.
3 - رابينز، آنتوني بسوي كاميابي - مترجم : مهدي مجردزاده كرماني، ناشر: مترجم، 1372.
4 - شوارتز، ديويد جادوي فكر بزرگ ترجمه: ثرنا بخت آور

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

 

انرژی  هسته ای  حق  مسلم  ماست.

          

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

هفته سلامت گرامی باد

                                            

 

 

                                     

۱۸/۱/۸۸  سلامت و همکاری بین بخشی دانش آموزان

۱۹/۱/۸۸  سلامت و گروه های در معرض خطر در حوادث و بلایا

۲۰/۱/۸۸  سلامت و پدافند غیر عامل

۲۱/۱/۸۸  سلامت و نقش تعالیم الهی در مواجهه با حوادث و بلایا

۲۲/۱/۸۸  سلامت روانی و اجتماعی در حوادث و بلایا

۲۳/۱/۸۸  سلامت محیط در حوادث و بلایا

۲۴/۱/۸۸  سلامت و ارائه خدمات و تسهیلات در حوادث و بلایا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  | 

شهادت حضرت معصومه (س) بر همه شيعيان حضرتش تسليت باد

شهادت حضرت معصومه (س) بر همه شيعيان حضرتش تسليت باد

اَلسَّلامُ عَلَيْک ِ يا بِنْتَ رَسوُل الله ؛ سلام بر تو اي دختر رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْک ِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ ؛ سلام بر تو اي دختر فاطمه و خديجه
اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا بِنْتَ اَمير ِالْمُؤْمِنينَ ؛ سلام بر تو اي دختر امير مؤمنان
اَلسَّلامُ عَلَيْک ِ يا بِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْنِ ؛ سلام بر تو اي دختر امام حسن و امام حسين
اَلسَّلامُ عَلَيْک ِ يا بِنْتَ وَلِيِّ الله ِ ؛ سلام بر تو اي دختر وليّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا اُخْتَ وَلِيِّ الله ؛ سلام بر تو اي خواهر وليّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ ؛ سلام بر تو اي عمه وليّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا بِنْتَ موُسَي بْنِ جَعْفَر ؛ سلام بر تو اي دختر موسي بن جعفر
وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ؛ رحمت و برکات خدا بر تو باد.
عاقبت به خيري
سخناني کوتاه از آية الله مکارم شيرازي که در روز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها و در شرح فرازي از زيارتنامه آن حضرت، بيان فرموده‎اند.
در آخر زيارت حضرت معصومه سلام الله عليها عرض مي‎کنيم:
«و اسئلک أن تختم لي بالسعادة فلا تسلب منّي ما انا فيه» ؛
خدايا به ما حسن عاقبت عطا فرما و ايمان، سلامت و تقواي مرا نگير.
گاه پيش مي‎آيد که شخصي يک عمر در مسير حق بوده ولي مسئله‎اي پيش مي‎آيد که پايانش با کفر و گناه و فسق تمام مي‎شود و گاه مي‎شود که يک عمر در گناه بوده ولي زمينه‎اي داشته که در آخر عمر عوض مي‎شود. مانند «حر بن يزيد رياحي» که در يک ساعت عوض شد به طوري که در مقابل قبرش «بابي انتم و امّي» گفته مي‎شود، حتّي معصوم عليه السلام هم در مقابل قبور شهداء اين را مي‎گويد.
حسن عاقبت عواملي دارد:
امام صادق عليه السلام مي‎فرمايد: اگر اراده کرده‎اي که عاقبت به خير شوي از نعمت‎هاي خدا در معصيت او استفاده نکن و اگر گناه کردي و خدا تو را عذاب نکرد مغرور به حلم خدا نباش و گرامي بدار هر کس را که از ما اهل بيت سخن مي‎گويد و موّدت ما را پذيرفته است.(1)
ايشان مي‎فرمايند: اين سه کار را انجام ده، تا عاقبت بخير شوي،
اول اين که نعمت‎هاي خدا را در مسير معصيت به کار نبر اين عبارت در واقع اشاره به نکته‎اي دارد و مي‎فرمايد که اي معصيت کنندگان به هوش باشيد چرا که از نعمت‎هاي خدا در راه معصيت او استفاده مي‎کنيد. عمر، ثروت، اعضا و جوارح و ... همه نعمت‎هاي الهي هستند که از آنها در مسير معصيت بهره مي‎گيري و اين کار زشتي است.
دومين کار اين است که وقتي گناهي مي‎کني و خداوند به جهت حلمش به تو مجال توبه مي‎دهد مبادا اين مجال باعث غرور تو شود و فکر کني که کار بدي نکرده‎اي.
سوم اين که کساني که علاقه به اهل بيت عليهم السلام دارند و شيعه آنان هستند و همواره از آنان سخن مي‎گويند، اکرام و احترام کن. اين مراقبت‎ها سبب عاقبت به خيري مي‎شود.
انسان نمي‎داند چه وقت از دنيا مي‎رود و چه خوب است انسان در حال کار خوبي يا در حال عبادت از دنيا برود و چه قدر بد است که در حال عصيان از دنيا برود. همه بزرگان از عاقبت کار مي‎ترسيدند و از خدا تقاضاي حسن عاقبت مي‎کردند چرا که مهم صفحه آخر پرونده است. هميشه بايد خودمان را به خدا بسپاريم و اگر گناهي سر زد توبه کنيم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مدیر دبستان  |